به گزارش خبرگزاری میراثآریا، میثم نواییان، پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ، تاریخ شفاهی را یکی از روشهای مهم پژوهش تاریخی دانست که با انجام مصاحبههای هدفمند با افراد دارای تجربه مستقیم یا شناخت مرتبط با یک موضوع، امکان گردآوری و مستندسازی روایتهای گذشته را فراهم میکند.
او با اشاره به ظرفیت تاریخ شفاهی در ثبت ابعاد مختلف زندگی اجتماعی افزود: این روش پژوهشی علاوه بر ثبت رویدادهای سیاسی و اجتماعی، زمینه شناخت زندگی روزمره مردم، تجربه گروههای کمتر دیدهشده و تاریخ محلی شهرها و روستاها را فراهم میکند. ثبت خاطرات کارگران، معلمان، زنان، مهاجران و فعالان اجتماعی و همچنین مستندسازی تاریخ سازمانها و نهادها، از جمله زمینههای کاربرد این شیوه است.
تفاوت تاریخ شفاهی با خاطرهنویسی
نواییان با اشاره به تفاوت تاریخ شفاهی و خاطرهنویسی اظهار کرد: اگرچه هر دو به بازگویی تجربههای گذشته میپردازند، اما از نظر شیوه گردآوری و فرایند پژوهش متفاوتاند. خاطرهنویسی معمولاً بر روایت مکتوب فرد از تجربههای شخصی خود استوار است، درحالیکه تاریخ شفاهی از طریق مصاحبه برنامهریزیشده، طراحی پرسش، ضبط گفتوگو و تحلیل پژوهشی شکل میگیرد.
به گفته او، پژوهشگر در فرایند تاریخ شفاهی با طرح پرسشهای تکمیلی، جزئیات روایت را روشن میکند و پس از پیادهسازی مصاحبه، اطلاعات بهدستآمده را در کنار اسناد و منابع دیگر مورد بررسی قرار میدهد؛ بنابراین، هر خاطرهای را نمیتوان تاریخ شفاهی دانست، زیرا این روش به فرایندی مشخص برای مصاحبه، ثبت، مستندسازی و ارزیابی نیاز دارد.
مستندسازی و ارزیابی؛ مراحل اصلی پروژه تاریخ شفاهی
این پژوهشگر با تشریح مراحل اجرای پروژههای تاریخ شفاهی بیان کرد: تعیین موضوع، هدف پژوهش و محدوده زمانی و مکانی، نخستین گام در اجرای این پروژههاست. پس از آن، راویان بر اساس تجربه مستقیم یا شناخت مرتبط با موضوع انتخاب میشوند و پرسشهایی روشن، باز و تا حد امکان غیرالقایی برای مصاحبه طراحی میشود.
او ادامه داد: انجام مصاحبه با رضایت آگاهانه راوی، ضبط باکیفیت صدا یا تصویر، پیادهسازی گفتوگو و ثبت اطلاعات مربوط به مصاحبه، از مراحل ضروری این فرایند است. پس از آن نیز روایتها باید با اسناد، تصاویر، روزنامهها و سایر منابع مقایسه شوند تا تفاوت دیدگاهها، تناقضهای احتمالی و محدودیتهای حافظه مورد بررسی قرار گیرند.
نواییان همچنین بر ضرورت نگهداری منظم فایلهای اصلی، متن مصاحبهها و اطلاعات آرشیوی تأکید کرد و افزود: فراهمکردن امکان دسترسی پژوهشگران به این منابع، با رعایت مجوزهای لازم و شرایط تعیینشده برای انتشار، میتواند به توسعه مطالعات تاریخی کمک کند.
ضرورت رعایت اصول علمی و اخلاقی
این پژوهشگر، رعایت اصول علمی و اخلاقی را از الزامات اساسی تاریخ شفاهی دانست و گفت: مصاحبهگر باید پرسشهایی مطرح کند که پاسخ مورد انتظار را به راوی القا نکنند و امکان بیان آزادانه تجربهها را در اختیار او قرار دهند.
به گفته نواییان، خاطرات افراد ممکن است تحت تأثیر گذر زمان، فراموشی یا اطلاعاتی که در سالهای بعد به دست آوردهاند، تغییر کند؛ ازاینرو، روایتهای شفاهی نه باید بدون بررسی پذیرفته شوند و نه صرفاً به دلیل شفاهی بودن کنار گذاشته شوند، بلکه لازم است در کنار سایر شواهد تاریخی ارزیابی شوند.
او حفظ حریم خصوصی راویان، دریافت رضایت آگاهانه، تعیین شرایط دسترسی به اطلاعات و رعایت محدودیتهای انتشار را از دیگر اصول مهم این حوزه برشمرد و تصریح کرد: در پیادهسازی و ویرایش مصاحبهها نیز باید معنای سخنان و ویژگیهای مهم روایت حفظ شود و از اعمال تغییرات سلیقهای در محتوای آن پرهیز شود.
ظرفیت تاریخ شفاهی در بازخوانی تاریخ معاصر ایران
نواییان با اشاره به زمینههای کاربرد تاریخ شفاهی در ایران اظهار کرد: خاطرات انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، تاریخ جنگ ایران و عراق، تجربه رزمندگان و خانوادههای آنان، زندگی مردم مناطق جنگی و تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر، از جمله حوزههایی هستند که این روش پژوهشی در آنها کاربرد داشته است.
او افزود: تاریخ دانشگاهها، ادارات، کارخانهها، سازمانها و نهادها، همچنین تاریخ محلی شهرها و روستاها و تجربه گروههای اجتماعی مختلف، ظرفیتهای دیگری برای بهرهگیری از تاریخ شفاهی به شمار میروند.
این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت بررسی چندجانبه روایتها خاطرنشان کرد: تحلیل تاریخ شفاهی را میتوان در سه لایه دنبال کرد؛ لایه محتوا، یعنی آنچه راوی بیان میکند؛ لایه فرم، یعنی چگونگی بیان روایت؛ و لایه انتقادی، یعنی چرایی بیان روایت به آن شکل خاص.
به گفته نواییان، توجه همزمان به این سه لایه، در کنار مستندسازی و ارزیابی علمی، میتواند به درک عمیقتر روایتها و شناخت دقیقتر تجربههای تاریخی منجر شود.
او در پایان تأکید کرد: تاریخ شفاهی زمانی به منبعی ارزشمند برای پژوهشهای تاریخی تبدیل میشود که خاطرات و تجربههای فردی در فرایندی روشمند گردآوری، مستند و تحلیل شوند و با سایر شواهد تاریخی تطبیق داده شوند؛ فرایندی که میتواند صداها و تجربههای کمتر ثبتشده را به بخشی از حافظه تاریخی جامعه تبدیل کند.
انتهای پیام/
نظر شما